تأملی دم‌دستی بر رفتن‌هایم

خرید بک لینک
جایی در مرکز شهر، خانهای بود که همیشه با شوق به سوی آن رفتم و با جا گذاشتن قلبم از آن خارج شدم. خانهای که پنجرههایش به سمت طلوع آفتاب بود و صبحها صورت دختری را روشن میکرد. این خانه با گلهای سب تأملی دم‌دستی بر رفتن‌هایم...

ما را در سایت تأملی دم‌دستی بر رفتن‌هایم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 45 تاريخ: دوشنبه 6 بهمن 1399 ساعت: 16:50

یکبار، فقط یکبار در زندگیام اینچنین دلباخته شدهام، اما او به روی هر کسی در نمیگشود. یک شب دستش را گرفتم و ندای قلبم را حس کرد، همانجا بود که این در بالاخره باز شد. کسی در را باز کرد که از خلوت خو تأملی دم‌دستی بر رفتن‌هایم...

ما را در سایت تأملی دم‌دستی بر رفتن‌هایم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 45 تاريخ: دوشنبه 6 بهمن 1399 ساعت: 16:50

صفحه بندی